برهه برهنگی

بایدی در کار نیست، ولی زیر باران را باید رفت

برهه برهنگی

بایدی در کار نیست، ولی زیر باران را باید رفت

برهه برهنگی
آخرین نوشته ها
  • ۹۶/۱۱/۲۱
    66
  • ۹۶/۱۰/۱۹
    64
  • ۹۶/۱۰/۱۳
    63
  • ۹۶/۰۸/۰۶
    61
محبوب ترین مطالب
  • ۹۶/۱۱/۲۱
    66

شلوغی

يكشنبه, ۱۳ دی ۱۳۹۴

رضوان بهم میگه "تو دشمن نیاز نداری!" با خنده سر تکون میدم و میگم "مامانمم همینو میگه!"دوباره جدی نگام می کنه و میگه "واقعا دشمن نیاز نداری!خودت دشمن ترینی برا خودت!" دوباره با خنده سر تکون میدم
مثل همیشه که ب خنده هام و مسخره بازیام میخندید، نمیخنده!
قیافه جدی شو ازم میگیره و به سوال زهرا ک عادت داره تا آخرین لحظه قبل از امتحان سوال بپرسه،جواب میده
برا قیافه جدیش ادا درمیارم و یاد دفترچه آبی میفتم که باید با این ویژگی مزخرف تازه کشف شده ام، پر تر بشه
میخوام پاشم وسط لابی برقصم
به خاطر حس های متفاوت و زیادی که جونمو پر کرده
بعد یهو میگیرم میشینم کنار رضوان
اینهمه رفت و اومد الکی تو لابی، کم از رقصیدن نداره برام!خیلی بی چشم و رو شدم!یاد نصرت جون میفتم که راجبه اکافر میگفت
"این دختر دانشگاه رفت که اینقدر قرطی و خیره سر شد"
اکافر قرطی و خیره سره چون همیشه پوشیه نمیزنه و هنوز ازدواج نکرده و منتظر مرد ارزوهاشه، و نکته اخر اینکه نصرت جون رو چندباری نصرت صدا کرده
لبمو میگزم و جلو خنده مو میگیرم و خودمو میخ میکنم ب صندلی!یه جریمه ی مسخره دگ تعیین میکنم که اگه یه بار دگ تا قبل از امتحان بیخودی از جام بلند شدم، تنبیهم باشه

یهویی دلم درد دل میخواد

برمیگردم و وسط مسئله حل کردنای رضوان و زهرا، ب رضوان میگم "خسته ام"

همینطور ک داره مینویسه میگه "چرا؟"

منصرف میشم از درد دل

"تو خسته نیستی؟خوابم میاد خب!این امتحانم بدیم بریم یه ذره بخوابیم"


"ببخشید شما جزوه نظریه ندارید؟"

نگاهش بین من و رضوان میره و میاد

رضوان که هیچوقت جزوه نمی نویسه پس من باید جواب بدم

"دارم ولی امروز همراهم نیست"

سرمو میندازم پایین

سمج وایساده! این پا اون پا میکنه

صدای رضوان رو میشنوم" من میتونم شنبه براتون بیارم"

سرمو میارم بالا و میگم "از بچه های 93 ای بگیرین! خیلی خوب نوشتن!" فامیلی حدیث رو یادم نمیاد که بهش دقیق تر بگم!

دیگه به من نگاه نمیکنه!رو ب رضوان میگه "پس بیارید لطفا"


پسر که میره رضوان برمیگرده و میپرسه که "راستی گفتی چرا خسته ای؟"




موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۱۰/۱۳
hes

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">